سفارش تبلیغ
صبا

طوطی ناردارانی

طوطی ناردارانی

شاعر عاشورائی آذربایجانی *


طوطی ناردارانی - شاعر عاشورائی آذربایجانی   طوطی ناردارانی شاعر عاشورائی آذربایجانی

 پژوهش و نگارش: مصطفی قلیزاده علیار

اشاره: نواحی قفقاز و جمهوری آذربایجان از مناطق مهم ادبیات عاشورائی و مهد شاعران و نویسندگان آیینی است و شخصیتهای برجسته ای در این عرصه – چه قبل از جدایی این مناطق از ایران و چه بعد از آن در دو قرن اخیر – ظهور کرده اند که مشهورترین این سخن سرایان فرهیخته و دلباخته اهل بیت نبوت و امامت (ع) مرحوم میرزا محمدتقی قُمری دربندی داغستانی (صاحب کتاب معروف »کنز المصائب«) است. البته همزمان با قُمری و قبل و بعد از او، در قرن 13 و 14 هجری قمری (19 و 20میلادی) چه در دوره سلطه امراتوری تزار روس و چه بعد از آن در دائره حاکمیت شوروی کمونیستی، دهها شاعر و ادیب بزرگ و نامدار در جمهوری داغستان (مخصوصاً شهر »دربند«) و نیز جمهوری آذربایجان و نخجوان بوده اند که عمرشان را صرف شعر و شاعری و آفرینش های ادبی و هنری در موضوع حادثه جانگداز کربلا و نشر فرهنگ حیاتبخش عاشورای حسینی کرده، آثاری ماندگار و تاثیرگذار آفریده اند و گنجینه هایی ارزشمند به یادگار گذاشته اند. اما با تاسف، اشعار اکثر این سرایندگان آیینی شیعی، خصوصاً در دوره شوروی یا از بین رفته یا منتشر نشده و در پستوی خانه ها و صندوقهای خانوادگی، سر پوشیده ومخفی مانده که اصطلاح »ادبیات صندوقی« (صاندیق ادبیاتی) بر این قبیل آثار اطلاق می شود. بازمانده های ادبیات صندوقی بعد از فروپاشی شوروی، کمابیش ظاهر شدند و تاکنون بخشی از آنها توسط افراد متعهد و ادیبان مؤمن و پژوهشگر در باکو نشر یافته است. یکی از این گنجینه ها، کتاب مجموعه اشعار عالم روحانی و شاعر اهل بیت (ع) مرحوم حاج »شیخعلی« ناردارانی متخلص به »طوطی« است.
نگاهی به زندگی شاعر
قصبه نارداران از قدیم الایام تاکنون یکی از کانون های مهم دینداری، ادبیات و هنر در آذربایجان به شمار می رود و شخصیت های دینی ادبی، هنری و اجتماعی سرشناسی از این قصبه ظهور کرده اند از جمله حاجعلی پریشان، میرزا عباس شاهین، حاج مایل علی یف، حاج علی اکرام، حاج علمدار ماهر و … عالم برجسته ربانی و شاعر وارسته آذربایجانی مرحوم حاج شیخعلی »طوطی« ناردارانی فرزند «آقا رضی یاخشی بیگ اف« یکی از این ستارگان پر فروغ آسمان علم و ادب نارداران است. وی در سال 1881 میلادی (1298 قمری) در قصبه تاریخی، ادب پرور و دینی »نارداران« در شمال باکو به دنیا آمد و در خانواده مذهبی و ادب دوست پرورش یافت. تحصیلات ابتدائی، آموزش زبان فارسی، صرف و نحو عربی، قرآن، احکام و عقاید را نزد ملا محمدعلی در زادگاهش آموخت؛ سپس در محضر عالم سرشناس دیگر شیخ محمدامین آقا (مشهور به »آقا«) به مدت 6 سال به تکمیل تحصیلات ابتدائی و فراگیری سطوح بالاتر در زمینه ادبیات، فصاحت و بلاغت، احکام شرعی، فقه و اصول، فلسفه، کلام، حدیث، تاریخ و دیگر معارف مرسوم آن دوره پرداخت.
بعد از آن به توصیه استادش آقا، به روستای مشهور و همجوارشان »مشداغا« (مشهدی آقا) رفت و به مدت 11 سال نزد عالم برجسته و بزرگ منطقه مرحوم حاج میرزا عبدالکریم به تکمیل دروس علمی در زمینه های فقه و اصول و تفسیر و حدیث و کلام و معارف اسلامی اهتمام ورزید و خود عالمی برجسته و یکی از روحانیون دانشور و تاثیرگذار آذربایجان در دهه های نخستین قرن 14 هجری و دهه اول قرن 20 میلادی گردید. این عالم پاک نهاد و روحانی جوان از آن پس پرچم تبلیغ احکام حیاتبخش دینی، نشر معارف روشنگر اسلامی و ترویج مکتب الهی اهل بیت (ع) را با عشق و علاقه برافراشت و به انجام رسالت خویش به عنوان مبلغ دینی همت گماشت.بعدها به زیارت مکه معظمه و مدینه منوره و عتبات عالیات و سیر در آفاق معنوی دنیای اسلام نیز موفق شد.دوران میانسالی تا پیری طوطی مصادف بود با دوران حاکمیت کمونیستهای بی وجدان و دشمن معنویت و دینداری، مخصوصا دهه 1930 که سالهای حاکمیت استبداد استالینی، که هر چه و هر که رنگ دینی و معنوی داشت بر می چیدند و هزار عالم و ادیب و دانشمند و فعال اجتماعی را در آذربایجان قتل عام، زندانی و یا به سیبری تبعید کردند و در اردوگاههای مخوف و کارخانه ها و مزارع و دشتها و ساخت و ساز ساختمانهای بزرگ دولتی، به کارهای اجباریِ سخت و سنگین نامناسب واداشتند. حاج شیخلی طوطی نیز از این امر استثنا نبود. او در آن سالهای سخت خفقان و عسرت، مجبور شد مثل بسیاری از مردان دانشور و روحانی و شاعر و معلم و تاجر و … در کارخانه ها به کارگری و عملگی بپردازد! … بعد از سالهای جنگ جهانی دوم و گذر از دوره سیاه استبداد استالینی، که آزادیهای نسبی به ملتهای اتحاد جماهیر شوروی داده شد، طوطی نیز بعد از دهها سال دوری اجباری از فعالیت های تبلیغی و روحانی اش، دوباره به همان فعالیت صنفی روحانی و تبلیغی مقدس خود در نارداران برگشت و تا آخر عمر در این عرصه کوشید. وی سرانجام در سال 1966 و در 86 سالگی وفات یافت و در آرامگاه امام زاده «رحیمه خاتون» نارداران به خاک سپرده شد. هنوز هستند کسانی در نارداران و روستاهای اطراف آن و یا در باکو، که حاج شیخغلی طوطی را دیده اند و سیمای نورانی این مرد خدا و شاعر دانشور را به خاطر می آورند.
طوطی شاعر
طوطی از نوجوانی بنا به علاقمندی و گرایش باطنی اش و نیز تحت تاثیر محیط ادبی نارداران و اطراف،به مطالعه آثار شاعران بزرگ فارسی زبان و ترکی زبان می پرداخت و به اقتضای استعداد فطری گاه شعر مخصوصا مرثیه و مدایح اهل بیت (ع) هم می سرود. در واقع به عنوان عالمِ شاعر و شاعرِ عالم شناخته می شد. مطلب دیگر که در مورد مرحوم طوطی شاید قابل بررسی باشد، ارتباط علمی و ادبی او با معاصران و همگنانش در دو سوی ارس و در ایران و آذربایجان و مناطق قفقاز باشد که برای ما و پژوهشگران زندگی و آثار وی و کسانی که او را دیده اند چندان روش نیست یعنی گزارش تاریخی و شفاهی در این مورد نرسیده است. طوطی در دوره جوانی با شاعران برجسته آیینی و اجتماعی از جمله مرحوم نیّر تبریزی، حاج رضا صراف تبریزی، ثاقب باکویی، حسین نادم نخجوانی، میرزا محمدتقی قُمری دربندی، محمد هادی، حسین جاوید و …. معاصر بود و به احتمال قوی آثار اینان را دیده بوده و شاید ارتباطی هم بین ایشان برقرار بوده است. فقط ارتباط دوستانه اش با همولایتی خود »حاجعلی پریشان« از شاعران بنام نارداران داشته که در اشعار حاجعلی پریشان انعکاس یافته است.
مجموعه اشعار مجموعه اشعار طوطی اولین بار در سال 1992 در باکو منتشر و در سال 2001 با افزایش هایی تجدید چاپ شده است. اشعار که دارای الفبای عربی – فارسی به خط خود شاعر بوده، توسط «غضنفر حسن اف احمد اوغلو» و «مصطفی علی یف مایل اوغلو» با الفبای رسمی آن زمان در آذربایجان یعنی الفبای کریل تنظیم شده و ادیب و شاعر مشهور مرحوم حاج مایل علی یف بر آن نظارت داشته و ویراستاری کرده و مقدمه نوشته است. کتاب در قطع رقعی با بیش از 150 صفحه و در سه بخش ترتیب یافته: بخش اول – قصاید در مدایح پیامبر اکرم محمد مصطفی (ص) و امیرالمؤمنین علی مرتضی (ع) بخش دوم – شامل مراثی عاشورایی (بیشترین اشعار کتاب)
بخش سوم – تعداد اندکی غزل
بررسی اشعار طوطی از زاویه های مختلف ادبی، بدیعی، محتوایی، تطبیقی و سبک شناسی، نقد شعر آئینی و … مجالی دیگر و بیشتر می طلبد. در اینجا برای نمونه، چند بند از یکی از مرثیه شاعر در سوگ سالار شهیدان اباعبدالله الحسین علیه السلام و ابیاتی چند از دیگر مراثی اش را تقدیم می کنم:
عاشقدی حسین جمال حقه
عاشقدی حسین جمال حقه
ایچدی اودو باده بلانی
جان وئردی سوسوز قوری یئر اوسته
ترک ائیلمدی ره وفانی.
***
چالدی یئره بیدق محبت
میدانی بلاده قالدی تنها
اطرافین آلیب سپاه عدوان
جان نقدی الینده قیلدی سودا
شمیر و سنان و تیر و پیکان
یاغدیردی او زاره قوم اعدا
شنگرف صفت تؤکولدو قانی
رنگین ائدیب ارض کربلانی.
***
اؤز قانی ایله نهال شرعه
سو وئردی یئتیردی تا کماله
لب تشنه، گون ایستی، پاره پیکر
بو حالی گتیرگیلن خیاله
صد پاره بدن کسیلمیش اللر
داخل اولو مجلس وصاله
افغانه گلیر گؤرنده زهرا (س)
باش آچدیرو حوری جنانی.
***
دریا تک آخیر فرات هر یان
اصحاب حسین قالیب لب عطشان
اطفال سیزیلداریر سوسوزدان
عرشه چیخو ناله ایله افغان
قالدی او بلالی چؤلده یالقیز
بی یار و معین و دیده گریان
تسلیم ائله ییب رضای حقه
اول دشتده پیر و نوجوانی.
***
جان وئرمک ایله یئتیب کماله
اول وادی و دشت پرخطرده
تورپاغه سریلدی جسمی عریان
دوشموش حق مرکز نظرده
جان قیلدی فدای راه جانان
مردانه بو پرخطر سفرده
مبهوت ائله دی بو ذات اقدس
بو ایشده تمام ماسوانی.
***
جوش ائتدی محبتی حسینه
طغیان ائله ینده قوم بی دین
آل قانه بویاندی شقه شقه
نورسته جوان، زلفی پرچین
اول قانلاری سید شهیدان
اؤز قانی ایله دوباره رنگین
ائتدی چو عقیق و لعلگون تک
پر قیمت و گوهر گرانی
***
یا رب به حقیقت حسینی
عفو ائیله بیزی به خون اکبر
قویما قالا طوطی زار و مضطر
آلوده به ذنب روز محشر
عفو ائیله بو مجمع عزانی
دردینه دواسین ائیله یکسر
گلمز اولارین حسین دن اؤزگه
محشر گونو کیمسه یه گمانی.
***
علی او قانلی گؤزوندن گؤزوم کنار اولماز
اگر اولورسا اوغول، منده اختیار اولماز
***
فراز نیزده باشین، طنابه باغلی قولوم
عزیز اوغول آنادان بیر بئله کنار اولماز
***
تؤکمه یین ناحق یئره ای وم کافر قانیمی
یئرده قویماز خار اولا خلاق اکبر قانیمی
***
یارالی قوم اوسته یاتما بئله نوجوانیم اکبر
بوکولوبدو غم الیندن بو قد کمانیم اکبر


منابع مورد استفاده در پژوهش:
1-طوطی، حاج شیخعلی؛ »قصیده لر، نوحه لر، غزللر« (مجموعه اشعار حاج شیخعلی طوطی)، الفبای کریل؛ باکو، 1992-

2- ماهر، حاج علمدار؛ »سؤز و موغام بئشیگی نارداران«، (با الفبای لاتین) باکو، نورلان، 2009، ص 57 – 95

* این مقاله نخستین بار در هفته نامه «دنیز» شماره 18 به تاریخ 97/7/19 در ارومیه منتشر شد. سپس در روزنامه «آراز آذربایجان» روز اول آبان 1397 نشر یافت. در پایگاه اطلاع رسانی حوزه هنری آذربایجان غربی هم منتشر شده است